تبليغاتX
...درمانم آرزوست
"آنچه را میدانی زیر پا مگذار..." همین!
 

"...و ذکره شفاء" *


(گفتن: "درد بی دردی علاجش آتش است" ولی آخه کسی که بتونه بی "هوا" "سر کنه"، کسی که
"تشنه"اش نشه، کسی که یه "دل درد" ساده نگیره و کسی که "شرایط جوّی" محیط هیچ اثری روش نذاره، این "آتش" چیکارش میتونه بکنه؟ ها؟


اگه به من بود می گفتم: "درد بی دردی علاجش کجا بود آخه!؟"، وقتی "درد"ی نیست، چه نیاز به "درمان"؟

شایدم: "درد بی درمان علاجش آتش است"؟ مثل طاعون، وبا، جذام و چه میدونم هر "درد بی درمون" دیگه، مخصوصاً اگه خطر"اپیدمی" شدن وجود داشته باشه... نمیدونم.

البته باز جای شکرش باقیه که اقلاً:

"علاجش آتش است!"؛)


*گوینده این جملات (یا همان دعای کمیل خودمون) که خوشبختانه یک منبع کاملاً موثقه، هیچ قید و شرطی برای نوع، شدت و تعداد دردهایی که در این حیطه قابل درمان هستند ذکر نکرده، خدا رو شکر


 ...تا درمان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/29ساعت 2:13  توسط محمد جواد  | 



به نام دوست که هرچه از او رسد نیکوست.


به قول سرور عزیزمون: " بالاخره بنده رو هم متقاعد کردن" که یه وبلاگ بسازم!

نمی دونم قراره این تو چی بنویسم، فقط می دونم قراره دروغ ننویسم، قول میدم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/28ساعت 2:44  توسط محمد جواد  |